آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

شکر نعمت ....

1393/1/25 19:44
نویسنده : شهرزاد
731 بازدید
اشتراک گذاری

چندروزیه به این فکر میکنم

بخاطر چه چیزایی از خدا باید تشکر کنم و شکرگزارش باشم

توراه اومدن اداره

تصور کردم

اگه چشمام نمیدید که حتی تصور اینکه جایی رو نبینم هم خیلی سخته

یا اینکه نشنوم

یا اینکه نتونم راه برم و مجبور باشم محتاج بقیه باشم

اینکه دستام قادر به نوشتنه ،حرکت کردنه ،شاید یه موقع هایی از کار خونه خسته شم ولی اگه دستام مشکلی داشتن و نمیتونستم چقدر حس بدی بهم دست میداد

شاید خودم خیلی وقتا ناشکری کردم

یه موقع هایی این تلنگر ها و فکر ها نجاتم داده و دوباره شکر گزار خداوند شدم

شاید خداوند یکی از بهترین نعمت هاشو ازم گرفته

اینکه به موقع  فرزندت حرف بزنه راه بره ببوستت

اینها از نعمت های مهم خداونده که اگر نصیب هرکسی هست باید هر روز سجده شکر به جا بیاره

اما به من هم از نعمت هایی داده که گاه گداری نادیده میگیرم و فقط معطوف میشم به آنیتا و نداده های خدای مهربون

این رو نوشتم

اگر روزی دخترام بزرگ شدن

وبلاگ رو خوندن

بودم یا نبودم

یادشون باشه

خدا اول و وسط و پایان همه ی امور تو زندگیه

نکنه عین مامانشون ناشکر بشن

یادشون بره خدا در حقشون چه چیزهایی رو تمام کرده و دنبال ناتمام ها نباشن

شهرزاد خانوم

یه خورده حواستو بیشتر جمع کن  که علی به ذکر الله تطمئن القلوب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

دنیز
26 فروردین 93 0:17
جملۀ « نگران نباش ، درست‌اش می‌کنیم . » ، از مقدس‌ترین عباراتِ دنیاست . فکر می‌کنم کسانی که روزی این جمله را از کسی می‌شنوند ، جزء آدم‌های خوش‌شانس دنیا به حساب می‌آیند . « نگران نباش ، درست‌اش می‌کنیم . »
دنیز
26 فروردین 93 0:18
اغلب فکر می کنیم؛ اینکه به یاد کسی هستیم؛ منتی است بر گردن آن شخص؛ غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم؛ این هنر اوست نه ما؛ به یاد ماندنی بودن؛ بسیار مهم تر از به یاد بودن است؛ به یادتم، خوبم ...
دنیز
26 فروردین 93 0:22
خدایا ! کسی غیر از تو با من نیست … خیالت از زمین راحت ، که حتی روز روشن نیست … کسی اینجا نمیبینه ، که دنیا زیر چشماته ! یه عمره یادمون رفته ، زمین دار مکافاته ! فراموشم شده گاهی ، که این پایین چه ها کردم ! که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تو برگردم ! خدایا وقت برگشتن ، یه کم با من مدارا کن ! شنیدم گرمه آغوشت ، اگه میشه منم جا کن …
مامان سپهر
26 فروردین 93 9:43
سلام شهرزاد جان چند وقتيه كه خيلي اتفاقي با وبلاگت آشنا شدم و كلي باهاش ارتباط برقرار كردم ، طوري كه چند روز يه بار سري مي زنم تا از احوالاتت و آنيتاي گلت با خبرشم. شهرزاد جان مشكل آنيتا بخاطر نوع زايمانت و قصور بيمارستان پيش آمده؟ برام مهمه چون من هم تا قبل از زايمانم، خيلي به زايمان طبيعي تاكيد داشتم!
شهرزاد
پاسخ
سلام گلم لطف داری والا اصلا مشخص نیست پزشکان زنان و زایمانی که باهاشون مشورت کردم رد کردن شما مگه مشکلی برای کوچولوت پیش اومده خدای نکرده ؟
یه مامان
27 فروردین 93 10:34
مامان شهرزاد ممنونم که منو از غفلت دراوردی ما ادما همیشه به نداشته هامون فکر میکنیم یادمون میره خدای مهربون چه نعمتهایی بهمون داده قدر نمیدونیم اگر هم خدا چیزی رو دیر میده حتما صلاحش این طوریه خدای شکرت به خاطر داده هایت و نداده هایت......
شهرزاد
پاسخ
خداروشکر عزیزم این مطلب به دردت خورده انشالله سالم باشی و خداوند نداشته هایی رو که آرزو داری در صورت خیر بودنش بهت بده شاد باشی
الهام مامان علیرضا
4 اردیبهشت 93 11:53
اتفاقا دیشب برای دوستم که بچه اش مریضه مثال شما رو زدم و از همین شکرگزاریت گفتم. اونم گفت: "خدا رو شکر"
شهرزاد
پاسخ
اره الهام جون واقعا خدارو باید همیشه یاد کرد تا خدا هم از ما یاد کنه انشالله همه بچه ها سلامت باشند و هیچ پدر و مادری با بچه اش امتحان نشه که خیلی سخته
مامان سپهر
8 اردیبهشت 93 10:08
سلام دوباره به مامان آنيتا، در پاسخ به سوالت بايد بگم ، خدارو شكر براي بچه من مشكلي پيش نيومد ولي از وقتي وبلاگتو خوندم همش ذهنم درگير بود كه آيا شروع مشكلات آنيتا جون بخاطر زايمان طبيعي بوده. آخه ميدوني من هم تو بيمارستان صارم زايمان طبيعي اپيدورال داشتم و برخلاف همه تحقيقاتي كه از دوست و آشنا كردم اصلاً از بيمارستان صارم و رسيدگيشون و پروسه زايمان مثلاً بدون درد يا كم درد(دروغ محض بيمارستان صارم!!! ) راضي نبودم. من كه زايمان طبيعي ديگه به هيچ كس پيشنهاد نميكنم نه فقط بخاطر درد زجر آورش بلكه بخاطر تهديدي كه بخصوص تو مملكت ما نوزادو تهديد ميكنه.اميدورام اين بار زايمان خوبي رو پيش رو ذاشته باشي و خودتو ني ني گلت به سلامت و صحت همه مراحلو بگذرونيد. با آرزوي شفاي كامل همه بچه هاي مريض و بخصوص آنيتاي معصوم
شهرزاد
پاسخ
سلام عزیزم خداروشکر که مشکلی پیش نیومده منم اصلا از صارم راضی نبودم خیلی بیخیال بود دکتر شاه حسینی من 8 بستری بودم ساعت 6 بعدازظهر اومد. کلا خیلی افتضاح بود اوضاع بیمارستان ممنون انشالله این دخمله سالم باشه و صالح برامون خیلی دعا کن انشالله تنت سالم باشه دلت خوش دوستم